
پیراهن سیاه ز تن دور می کنیم آن را ذخیره کفن و گور می کنیم اجر دو ماه گریه بر غربت حسین تقدیم مادرش از ره دور می کنیم عزاداریتان قبول ،ربیع مبارک...
ادامه مطلب
از خون سرخ بهمن سرسبز شد بهاران اندیشه باور شد، در امتداد باران بر صخره u200fهای همّت جوشیده خون غیرت بانگ سرود و وحدت آید زچشمه ساران و الفجر بهمن آمد، فصل شکفتن آمد بر پهن دشت باور، خالی است جای یاران دهه فجرمبارک ...
ادامه مطلب
یك خاطره از استاد محمد شاه محمدی استاد مدیریت و روانشناسی کلاس اول یزد بودم سال1340، وسطای سال اومدیم تهران یه مدرسه اسمم را نوشتند شهرستانی بودم، لهجه غلیظ یزدی و گیج از شهری غریب ما کتابمان دارا آذر بود ولی تهران آب بابا معظلی بود برای من، هیچی نمی فهمیدم البته تو شهر خودمان هم همچین خبری از شاگرد اول بودنم نبود ولی با سختی و بدبختی درسکی می خواندم تو تهران شدم شاگرد تنبل کلاس معلم پیر و بی حوصله ای داشتیم که شد دشمن قسم خورده ی من هر کس درس نمی خواند می گفت:می خوای بشی فلانی و منظورش من بینوا بودم با هزار زحمت رفتم کلاس دوم آنجا هم از بخت بد من، این خان...
ادامه مطلب
آن شیر دلاور که زبهر طمع نفس / در خوان جهان پنجه نیالود، علی بودشاهی که وصی بود و ولی بود، علی بود / سلطان سخا و کرم و جود، علی بود ولادت حضرت علی(ع) مبارک...
ادامه مطلب